آمریکا
زولا
یک دلال بورس مجبور می‌شود تا در تحقیقات پلیس که در خصوص سرقت از بانک است طفره رود، در حالی که در تلاش است تا پول ربوده شده را در عوض زندگی پسرش مبادله کند. اما…...
طی یک ماموریت نجات گروهی از سربازان متفقین با آزمایش های وحشتناکی که توسط نازی ها ایجاد می شود، نبرد می کنند....
مایا زنی 40 ساله و کارمند یک مرکز خرید است که تلاش می‌کند هوشمندی خودش را در معاملات کلان به اهالی خیابان مدیسون اثبات کند و…...
طی جنگ جهانی دوم، یک سرباز نیروی زمینی آمریکا که به جزیره‌ی کوچکی در جنوی اقیانوس آرام فرار کرده توسط فرمانده‌اش پیدا و مجبور به ادامه‌ی خدمتش برای نبرد گوادالکانال می‌شود......
یک دانشمند نخبه اما دیوانه به نام کویینت، مجبور می‎شود فرزندان خود را فریز کند. در این بین وی تلاش می‎کند بیماری کشنده‎ی آنها را از طریق رمز گشایی دی‎ان‎ای یک نوع عروس دریایی فناناپذیر درمان کند…...
در سال 1972، گروهی از سارقان اهل یانگستون، اوهایو تلاش می‌کنند تا 30 میلیون دلار کمک های غیرقانونی را به سرقت برده و پول را از صندوق مخفی رییس جمهور ریچارد نیکسون باج‌گیری کنند......
هشت سال بعد از اینکه بتمن تمام جنایت‌های هاروی دنت را گردن میگیرد، رهبر گروهی از تروریست ها بنام بین، شهر گاتهام را ویران می‌کند و اینگونه است که شوالیه تاریکی برای محافظت از شهر باز می‌گردد…...
بتمن به کمک سرگرد جیم گوردون و دادستان جدید هاروی دنت، شهر را از وجود آخرین خانواده‌های تبهکاری پاک می کند. همکاری این سه نفر ظاهرا موثر واقع میشود، اما طولی نمی کشد که خود را در مقابل هرج و مرج های ...
بروس وین که در تمام عمرش، شهر خود، گاتهام را غرق در فساد و خلاف دیده است، تصمیم میگیرد به قهرمانی تبدیل شود که گاتهام بیشتر از هر چیزی به آن نیاز دارد – بتمن....
«والاس ریچی» مردی است که او را به جای یک جاسوس اشتباه گرفته‌اند و مجبور میشود که جلوی یک نقشه تروریستی در سازمان ملل را بگیرد......
«سالمن وندی» در معادن داغ و سوزان الماس در افریقای جنوبی سنگ بسیار با ارزش و خارق العاده ای را کشف می کند. «دنی آرچر» مزدوری که تخصص اش، فروش به اصطلاح «الماس های خون» است با خبر می شود که «وندی»، ال...
«راوی»، جوانی پریشان حال پی می برد که به کمک مشت بازی با دست های برهنه، بیش از هر زمان دیگری احساس زنده بودن می کند. او و «تایلر دردن» که به دوستانی صمیمی تبدیل شده اند، هفته ای یک بار با هم ملاقات می...